![]() |
نيلوفــــــــــر مرداب |
![]() |
| نه راز گل نيلوفرم ,نه گنجي از جنس پونه,براي يافتنم نامم را به آب روان بسپار.... |
|
یادگاری
|
|
اشک رازيست
لبخند رازيست عشق رازيست اشک آن شب ، لبخند عشقم بود. قصه نيستم که بگويي نغمه نيستم که بخواني صدا نيستم که بشنوي يا چيزي چنان که ببيني ، يا چيزي چنان که بداني من درد مشترکم مرا فرياد کن |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 21:26 توسط هليــــا |
|
|
زود دستم و بالا کردم وگفتـــــــــــــم: یک بخش ..............اما از وقتی تو را شناختم فهمیدم عشق سه بخش است ..آتش دیــــــــــدن تو شـــــــــــــــوق با تو بودن وانـــــــــــــــــــدوه بی تو بودن با تشکر از نیوشای گلم که خیلی دوستش دارم |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 15:36 توسط هليــــا |
|
|
لاي لاي گريه...
|
|
آمدي با تاب گيســـو تا كه بي تابم كني زلف بر يكســـــوزدي تا غرق مهتابم كني آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من خواستي تا در ميان شعله ها آبم كني رفتي از پيشم كه دور از چشم خود تا نيمه شب- با نواي لاي لاي گريه ها خوابم كني. شعر از: مهدي سهيلي |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 22:10 توسط هليــــا |
|
|
كاش……..
|
كاش اي تنها اميد زندگاني مي توانستم فراموشت كنم يا شبي چون آتش سوزان دل در نهيب سينه خاموشت كنم كاش چون خواب گران از ديده ام نيمه شبها ياد رويت مي گريخت مرغ دل افسرده و دل مي تپيد از ديار آرزويت مي گريخت كاش آن شب در گلستان خيال ، اي گل زيبا نمي چيدم تو را…….. تا نسوزم در خيال آرزو ! كاش هرگز نمي ديدم تو را …….. |
|
2 نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 20:2 توسط هليــــا |
|
|
شكايت عشق
|
|
نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كا شعرم در هوايت جان سپرد آخر
(فرياد) |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 16:53 توسط هليــــا |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 12:44 توسط هليــــا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عکس هفته |
من غريبه ديروزم آشناي امروز و فراموش شده فردا پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي هاي فردا يادم كني....
|
|
RSS
|