![]() |
نيلوفــــــــــر مرداب |
![]() |
| نه راز گل نيلوفرم ,نه گنجي از جنس پونه,براي يافتنم نامم را به آب روان بسپار.... |
|
عشق و ازدواج
|
|
شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید:چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ!هر چه به جلو میرفتم , خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین , تا انتهای گندم زار رفتم.. استاد گفت:( عشق یعنی همین!) شاگرد پرسید:پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت وپس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسیدکه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم,انتخاب کردم.ترسیدم که اگر جلوتر بروم , باز هم دست خالی برگردم. استاد باز هم گفت:(ازدواج هم یعنی همین!!)
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 18:26 توسط هليــــا |
|
|
عشق
|
|
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 20:14 توسط هليــــا |
|
|
دور يا نزديک .... راهش می توانی خواند هر چه را آ غاز و پايانی است حتی هر چه را آغاز و پايانی نيست ! زندگی راهيست از به دنيا آمدن تا مرگ. |
|
2 نوشته شده در
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 15:19 توسط هليــــا |
|
|
زمانی که به آسمان پر ستاره خیره می شوی در می یابی که تنها نیستی پس نا امیدی را به باد بسپار و به آسمان پر ستاره خیره شو....
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 15:10 توسط هليــــا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عکس هفته |
من غريبه ديروزم آشناي امروز و فراموش شده فردا پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي هاي فردا يادم كني....
|
|
RSS
|