![]() |
نيلوفــــــــــر مرداب |
![]() |
| نه راز گل نيلوفرم ,نه گنجي از جنس پونه,براي يافتنم نامم را به آب روان بسپار.... |
|
بار خدایا............. بی هراس از بیماری , میوهای از شاخه بچینم و همان جا بخورم! می خواهم بخندم بی آنکه ترکی بر احساس نازک گل بیفتد! می خواهم در سرما به قصد بوییدن گلی که در زمستان بوی بهار میدهد بی شال و کلاه به خیابان بروم! می خواهم گاهی یادم نرود که همه بار آسمان بر دوش من نیست و میتوانم لختی بیاسایم , بدون آنکه دنیا بلرزد ! اما هنوز می خواهم.......... که تو باشی و ما باشیم و عشق باشد.............. .............از تو به خاطر بودنت سپاسگذارم
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 3:24 توسط هليــــا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| عکس هفته |
من غريبه ديروزم آشناي امروز و فراموش شده فردا پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي هاي فردا يادم كني....
|
|
RSS
|